• نظرسنجی

    » سطح پایگاه را درچه حد می دانید؟!

  • نویسندگان

    ایمان رجائی تعداد پست ها: 14
  • نمایه

    درباره وبلاگ

    این پایگاه جهت شناخت بهتر سیره علمی و عملی امام رضا (ع) می باشد و در این رابطه، امیدواریم که اندکی به هدف خود رسیده باشم. لحظات خوبی در این پایگاه داشته باشید...

    صفحه اصلی وبلاگ
  • مباحث کلامی امام رضا(ع)

    نویسنده: ایمان رجائی | یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 08:03 ب.ظ


    آفرینش
           برخی از مادیون برای آفرینش، آفریننده ای قائل نیستند و اساس افکار آنها بر روی همین فکر و اندیشه شکل می گیرد لذا درباره تمام مسائل بر محور مادی بحث و نظر می دهند چنانکه مکاتب سرمایه داری امپریالیستی امروز نیز چنین تحلیلی از هستی دارند.
           در عصری که آن حضرت زندگی می کرد عده ای بر این نظریه معتقد بودند. لذا مباحثی پیشامد می نمود و آن حضرت نظر خود را درباره مبادی جهان و علل حدوث و آفرینش بیان می فرمودند، این گروه در آن دوره به زنادقه معروف بودند.
           روزی جماعتی از زنادقه به حضور حضرت رسیدند و درباره خداوند سؤال کردند و حضرت آنها را مجاب فرمودند و درباره مسائل فلسفی نظیر این و کیف و ادراک و حس، درمورد خداوند بحث و درباره نظم حاکم بر آفرینش و وجود انسان و کهکشان سخن گفتند.

           بعضی از مسائلی ازاین قبیل درباره آفرینش و خلقت و حدوث و قدم عالم سؤال می کردند و آن حضرت پاسخ می دادند اینها از مسائل عقلی و فلسفی بودند که براثر ترجمه دانش های یونانی در جامعه بروز کرده بود و برای مردم تازگی داشت، اگرچه این مباحث در کلام معصومین پیشین وجود داشت ولی چندان مطرح نبود و امام همه را احیا کردند.

    رؤیت خدا
           درباره رؤیت خداوند نیز که از مباحث جدی و پرسرو صدای فرق مختلف بود. روایاتی از حضرت نقل شده ازجمله ابومره روزی به حضور حضرت رسید و از حضور ایشان سؤال کرد: ما رؤیت خداوند وکلام او را تقسیم کردیم بین انبیاء: موسی و محمد.
           حضرت فرمودند: این ایده، هرگز درست نیست، او را چشم ها نبیند و علوم نتواند احاطه کند.
    با استناد به آیه 109 سوره طه، فرمودند: اگر چشم، او را ببیند ماهیت باید داشته باشد، یعنی علوم او را احاطه خواهد کرد، چشم باید او را هرگز نبیند بلکه با قلبش آیاتی از خداوند را مشاهده نماید.
           در این بحث آن حضرت به ماهیت با عبارت (صورت البشر) و احاطه علم به کیف و این اشاره فرموده اند. امام با استدلال برهانی بر اینکه اگر خداوند به چشم دیده شود لازم می آید که محدود به زمان و مکان باشد و خدائی که محدود و دارای جسم باشد، باید عوارضی که بر جسم عارض می شود مثل پیری و مرگ به او نیز وارد شود، در این صورت با انسان فرقی نخواهد داشت. به این سوال پرداختند.
           بنابر این ذات از این نسبت ها پاک است. چون چیز قابل مشاهده دارای ماهیت می شود که باید عوارض ماهیت بر او عارض گردد، لازمه دیگر جسمانیت و رؤیت، شرک است که باید خداوند شریکی داشته باشد در حالی که قرآن کریم و معارف دینی، خداوند را بری از شرک و جسمانیت و رؤیت دانسته اند، بنابر این افکار قائلین به رؤیت خداوند باطل و خرافه و نقیض قرآن و سیره و گفتار نبوی است.
    امام رضا با این موضع گیری با استدلال و برهان فلسفی و کلامی به ابطال این نظریات پرداختند.


    نادرستی تصور جسم و مکان برای خداوند
          برخی از فرقه های کلامی اهل سنت، مثل اهل حدیث می گفتند خداوند در عرض نشسته و مقداری نیز جای (به اندازه چهار انگشت) برای پیامبر در کار خدا باقی می ماند تا در آن بنشیند. (6)این نظریه را ابومسلم از اهل حدیث ارائه می کرد که نمونه ای از عقاید سخیف بود.
           درباه عرش خداوند نیز نظریه خاصی داشتند. وقتی این مسائل در محضر حضرت رضا (ع) مطرح شد، به شدت برخورد کردند و فرمودند:

     «من شبه الله بخلقه فهو مشرک و من و صفه 
    بالمکان فهو کافر و من نسب الیه ما نهی عنه فهو کاذب» (7)

           هر کس خدا را به مردم شبیه کند مشرک است و هر کس برای او مکان قرار دهد کافر و هر کس به او نسبت های ناروا بدهد دروغگو است.

           در پایان کلام نیز با تلاوت آیه 105 سوره نحل به قرآن کریم استناد فرمودند.
    یکی از شیوه های پاسخگویی به شبهات که امام رضا به کار می گرفتند استناد به قرآن و کلمات و سیره پیامبر اکرم (ص) و خطبه های امیرالمؤمنین (ع) بود که برای سؤال کننده قانع کننده و قابل قبول بود.اهل حدیث برای خداوند اعضا تصور می کردند، امام علیه (علیه السلام) با رد این تصورات تفسیر درستی از مسئله رؤیت ارائه کردند که اگر مخالفت امام نبود اسلام نیز مثل دین حضرت مسیح(س) منحرف می شد و پیامبر مثل حضرت مسیح(س)، پسر خدا نامیده می شدند. (ریشه های بت پرستی در اسلام توسط ائمه خشکانده شده است)


    قضا و قدر و جبر و اختیار
           این مسئله، از جمله مسائل مهم و ریشه دار دوره امام رضا (ع) بود که از صدر اسلام وجود داشت. امویان جبر را توسعه می دادند و طرفدار جبر بودند، لذا اهل حدیث نیز که ریشه آنها در زمان امویان شکل گرفته بود غالبا طرفدار این اندیشه بودند.
           معتزله در مقابل آنها قائل به تفویض و اختیار کامل بودند، امام (ع) در این خصوص، به حدیثی از امام سجاد و موضع امام صادق (ع) استناد کردند و دیدگاه اهل بیت را مطرح و مفهوم آنرا برای آنان بیان کردند.
    محمد بن ابی نصر بزنطی پرسید، برخی از شیعه قائل به جبر و برخی به تفویض (اختیار) شده اند، حضرت در پاسخ به او فرمودند بنویس : 
           «به نام خداوند بخشنده مهربان. فرمود: علی بن الحسین. ای فرزند آدم به مشیت من و به قدرت من فرائض را انجام می دهی و با نعمتی که به تو داده ام (قدرت) به گناه من اقدام می کنی تو را بینا و شنوا قرار داده ام، گناهان از تو و به اختیار توست، نیرویی که به تو دادم حسنات را بوسیله آن انجام می دهی و نسبت دادن کارهای نیک به شایسته است چون من قدرت را در تو برای اعمال خیر داده ام تا بوسیله نیروی الهی به تعالی برسی و به غایت آفرینش راهی یابی نه اینکه با معاصی از هدف و غایت آفرینش باز مانی...»(8)


           امام (ع) در مقابل جبریه موضع سرسخت می گرفتند و می فرمودند: 
           «کسانی که جبری هستند به آنها زکات و صدقات ندهید و شهادتش را نپذیرید.»(9)

           و در کلامی دیگر می فرمایند: هر کس قائل به جبر و تشبیه باشد (مشبهه)، کافر و مشرک است ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم. (10)به خاطر اینکه اینها فاسد العقیده می شوند، لذا شهادتشان مشروع نیست از اینرو شهادت آنها باطل است.
           فلسفه موضع گیری ائمه در برابر افکاری نظیر جبر این است که انسان را از حالت انفعال و سازش با ظلم و زندگی ذلت بار خارج می کند و لذا می کوشیدند بفهمانند که انسان برسرنوشت خود، مختار و در دگرگون ساختن جامعه و پیشرفت آن. نقش مستقیم دارد که مضمون آیه کریمه :

           «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا مابانفسهم... (رعد . 11) می باشد.

            با در نظر گرفتن پیامدهای سیاسی و اجتماعی جبر برای انسانیت با آن مخالفت می کردند.
    در زمینه جبر و تفویض دهها روایت مهم که در بردارنده مواضع امام رضا (ع) در مقابل این اندیشه است به ما رسیده است. (11) اگر روشنگری های امام نبود، نه تنها اسلام از بین می رفت، بلکه با تفاسیر غلط، قرآن نیز در معرض تحریف قرار می گرفت.
           بدین سان می بینیم تمام اصول مسلم اسلام از توحید و قرآن و نبوت و معاد توسط ائمه(س) حراست شد در حالی که هیچ یک از مدعیان خلافت پیامبر این وظیفه را انجام نداده و نمی توانستند انجام بدهند، چون توانایی نداشتند، لذا خلفای واقعی پیامبر ائمه اند، که اگر در راس حکومت و سیاست بودند، مسلما جهان اسلام گرفتار این همه معضل و بحران نبود.
           علوم ائمه نیز با محدودیت کامل ترویج می یافت، چون از طرف حکومت ها محصور بودند و هیچ کس با آزادی نمی توانست به حضور آنها برسد و سوالات دینی خود را پاسخ بگیرد، همه ائمه تحت نظارت شدید و مراقبت های خلفای اموی و عباسی بودند. علت غیبت امام زمان (عج) همین جو اختناق بود. لذا از ولادتشان جز معدودی آگاه نشدند.


    ایمان و کفر 
           یکی از مباحثی که در عقاید فرقه ها مطرح شده و آنها بدون توجه به فضیلت ایمان، با علوم ناقص خود درباره آن نظر داده اند، مسئله ایمان است. برخی گفته اند بین ایمان وکفر جایگاهی است که نه کفر است نه ایمان. برخی گفته اند ایمان دارای مراتب و برخی آن را غیر قابل ترقی و نقصان دانسته اند. از اینرو ائمه علیهم السلام هر یک به مناسبت ضرورت و اقتضای حال، در این باره روایات فراوانی ذکر کرده اند که در منابع شیعه، این بحث بعنوان یک باب مجزا و یک بخش مهم ذکر شده است.
           مرحوم مجلسی بخش هایی از بحار الانوار خود را به این موضوع اختصاص داده است.
    تاریخچه ورود این مباحث بصورت مجادله از مرجئه شروع شده، (12) آنها بدون تامل در آیات قرآن گرفتار تناقض در این مسئله و تاخر عمل از ایمان و مباحثی از این قبیل شدند، لذا این مسئله یک بحث دامنه داری در اندیشه اسلامی شد و هر یک از فرقه ها، در این زمینه به ارائه نظریات خود پرداختند.
           روایاتی نیز از امام رضا(ع) درباره این بحث وارد شده که شیعه و مسلمانان را به رأی صواب در این مسئله هدایت فرمودند، آن حضرت، ایمان را مقدم و افضل از اسلام و دارای درجاتی دانسته که برای کسب هریک از درجات، عمل لازم است. ذکر خصایص مؤمن و کسی که به درجه ایمان رسیده ازجمله مواردی است که برای تبیین ایمان و درجات آن بکار برده شده. حضرت در تعریف ایمان با استناد به روایات رسول الله (ص) چنین فرمودند: ایمان شناخت قلبی و اقرار زبانی و عمل به ارکان است(13)


    نبوت
           یکی از موضوعات و مباحث مهم علم کلام پس از مباحث توحید، نبوت است که علمای اسلام در آن آرای مختلف داشته اند، مباحث کلامی امام در این باب دو دسته است: 
    1-نبوت عامه 2-نبوت خاصه. در بحث عامه از مسائلی نظیر وجود نبی، تعریف نبی، عصمت نبی، نبوت عامه و نبوت خاصه، معجزات پیامبران و نسخ ادیان و مسائل دیگر بحث می شود.(14)
           از مهمترین مسائل کلامی که مورد اختلاف بین فرقه های اسلامی است «عصمت» انبیاء است، معتزله درباره عصمت انبیاء معتقدند که انبیا در دوره قبل از بعثت، گناه کبیره انجام می دهند و برخی از معتزله عقیده دارند که گناه صغیره را پس از بعثت نیز مجازند مرتکب شوند.
           ازجمله بزرگان معتزله ابوعلی جبائی و قاضی عبدالجبار هستند که طرفدار این نظریه ها می باشند(15) اشاعره که قوشجی از بزرگان آنهاست عقیده دارند که انبیاء پس از بعثت از ارتکاب معاصی کبیره و صغیره منع شده اند. ولی گناهان صغیره غیرعمدی از آنها پس از بعثت ازآنها سرمی زند.(16) برخی از فرقه های اهل سنت معتقدند که پیامبر، پس از بعثت نیز مرتکب گناه می شود. آنان این نظر یه ها را با قصد تبرئه برخی از صحابه و بنی امیه ارائه داده اند تا افرادی چون معاویه و... را که مورد نفرین پیامبر بودند تبرئه کنند.
           شیعه در این باره عقیده دارد که پیامبر اکرم(ص) قبل و بعد از بعثت از کبیره و صغیره چه عمداً و چه سهواً معصوم هستند. چون قائل شدن به عدم عصمت که معتزله و اشاعره به آن راه رفته اند، پیامدهای فراوان دارد. پیامدهای این نظریات، تمامی دست آوردهای انبیاء را می تواند زیرسؤال ببرد. لذا شیعه این عقیده را باتوجه به براهین عقلی و با استفاده از پشتوانه های نقلی با استدلال، قبول می کند و طرفدار آن است، چون ائمه (ع) این روش را در مقابل شیعه قرار داده اند. آنها از مفاسدی که بر این اندیشه ها مترتب بود آگاه بودند و می دانستند تمام اصول اسلام را با این افکار می توان به زیر سؤال برد، چنان که می بینیم مستشرقین با این افکار چه اهانت ها به قرآن و پیامبر می کنند و عده ای مریض و مغرض از این انکارها سود می برند.
           از امام رضا(ع) روایات زیادی در باب نبوت عامه وارد شده، بخشی از آنها درباره اثبات نبوت و ذکر انبیای بزرگ الهی است که به بیان خصوصیات آنها پرداخته اند و درباره نسخ کتاب های آسمانی آنها باوجود اسلام و رسالت انبیای اولوالعزم نیز روایاتی وارد شده که ازجمله، پیامبران بزرگی چون آدم(ع) تا نوح(ع)، ابراهیم(ع)، اسماعیل(ع)، یوسف(ع)، موسی(ع)، یوشع(ع)، دانیال(ع)، خضر(ع)، سلیمان(ع)، عیسی(ع) و پیامبر اکرم(ص) موردتوجه است. امام رضا(ع) به پیامبر اسلام و ویژگی های آن حضرت بیشتر می پردازند و با طرح مسائلی، استمرار نبوت را در خاندان پیامبر تبیین می کنند.


    پاسخ به شبهات در زمینه عصمت انبیاء
           درباره عصمت انبیاء شبهات زیادی در محضر امام به صورت پرسش مطرح و امام به آنها پاسخ داده اند:
    روزی مأمون از امام پرسید: شما که انبیاء را معصوم می دانید، معنای این آیه چیست؟ فعصی آدم ربه فغوی. حضرت فرمودند: این داستان قبل از پیامبری آدم(ع) بوده است و این گناه کبیره نیست. مأمون سؤال خود را درباره عصمت ابراهیم(ع)، موسی(ع) و دیگر انبیاء ادامه داد(17) و از امام رضا(ع) پاسخ های بسیار قانع کننده ای شنید باتوجه به اینکه مأمون گرایش به اعتزال داشت، این سؤال و جواب، تمام عقاید معتزله را درباره عدم عصمت انبیاء ابطال نمود و مأمون فهمید آن چه را که برای خود درپیش گرفته (اعتزال) باطل و گمراه است.
           پاسخ هایی که حضرت رضا(ع) به مأمون دادند، مستند به آیات قرآن بود و سؤالات مأمون نیز از تفاسیر آیاتی بود که ظاهرا آنها شبه عدم عصمت پیامبران را نشان می داد لذا حضرتش آنها را به زیباترین بیان وشیواترین استنادات قرآنی پاسخ فرمودند، و مأمون به شگفتی فراوان از پیش حضرت خارج شد. در حالیکه روایتی از پیامبر درباره فضیلت خاندان امامت و رسالت زمزمه می کرد.(18)

    پی نوشت:

    1- شیخ صدوق عیون اخبارالرضا (ترجمه) علی اکبر غفاری و حمید رضا مستفید، ج 2 ص 398-.401


    2- توحید صدوق، تعلیق سید هاشم حسینی تهرانی، چاپ قم، جامعه مدرسین و از مقالات مجموعه آثار دومین کنگره جهانی حضرت رضا، چاپ اول، مشهد انتشارات (آستان قدس) 1365 عطاردی ج 1 ص 383- و صفحات 417 و 488و 416-.365


    3- شیخ صدوق، امالی ج 1 ص 240


    4- کلینی کافی ج 1 ص 87 و شیخ صدوق، التوحید، ص 250-.251


    5- مثل نهج البلاغه و خطبه های امیر مومنان علی (علیه السلام)


    6- همان ص 02.


    7- شیخ صدوق، توحید، ص 96.


    8- کلینی، کافی، ج 1 ص .160


    9- صدوق توحید پیشین ص .362


    10- همان ص .364


    11- عطاردی پیشین ج 1 ص 53-73.


    12- ابن سعد طبقات، ج 6، ص .307


    13- کافی، ج 2 ص 200 و خصال شیخ صدوق ص 178-.179


    14- میثم بحرانی، قواعدالمرام فی علم الکلام، چاپ دوم، قم، مرعشی نجفی 1406 ص 121-.171


    15- جعفر سبحانی، محاضرات فی الالهیات چاپ دوم، قم، مدرسین 1415 ص .409


    16- عطاردی پیشین ج 1 ص 84 و 67.


    17و 18- همان ج 1 ص 410-.417

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic